الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
315
نيايش در عرفات (فارسى)
يا كه ليلا به سر قبر پسر آمده است * كاشكش از ديده روان همچو شط جيحون است مادر قاسم ناكام كه مىنالد زار * بهر آن طلعت زيبا و قد موزون است در ره كوفه و در شام و سرا ظلم يزيد * كس نپرسيد زسجاد كه حالت چون است دختر شير خدا ناطقهء آل رسول * كز نهيب سخنش كفر و ستم موهون است كرد ايراد چنان خطبه و ثابت بنمود * كه يزيد شقى از دين خدا بيرون است زنده دين مانده زتصميم و زايثار حسين * حق و حرّيت و اسلام به او مديون است هان بياييد و ببينيد كه در راه خدا * صحنه رزم زخون شهدا گلگون است آه و افسوس كه كشتند لب تشنه امام * زخم بر پيكر پاكش زعدد افزون است قصّهء كرب و بلا قصّهء صبر است و قيام * به فداكارى و جانبازى و دين مشحون است تا ابد نام حسين بن على در تاريخ * با ثبات قدم و نصرت حق مقرون است